الشيخ أبو الفتوح الرازي

49

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كبرى و اعظم و عظمى ، و اقصى و قصوى و ادنا و دنيا . * ( بِالآخِرَةِ ) * ، به سراى باز پسين ، يعنى دنيا بستانند و آخرت از دست رها كنند . * ( فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ ) * ، سبك نكنند از ايشان عذاب را . خداوند - جلّ جلاله - در اين آيت تهديد كرد آنان را كه اقبال كنند بر دنيا و براى طمع دنيا و حطام او دست از آخرت و عمل صالح بدارند ، و دين به دنيا بفروشند ، و حيات باقى به حيات فانى بدل كنند به عوض راحت اندك ، ايشان را عذاب ( 1 ) بىكرانه باشد ، كأشدّ ما يكون من العذاب ، بى آن كه از ايشان تخفيفى كنند ، و نه كس ايشان را ياور و ناصر بود يا شفاعت كند . و آيت خاصّ است در حقّ جهودانى كه ذكر ايشان در آيات مقدّم برفت . حق تعالى باز نمود كه : آن كه ايشان را حمل كرد كه چنين كنند ( 2 ) ، حبّ دنيا بود و از جهت اين ( 3 ) گفت رسول - عليه السّلام - حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة ، و گفت : اشقى الأشقياء من باع دينه بدنياه و اشقى منه من باع دينه به دنيا غيره ، گفت : شقيترين اشقيا آن است كه دين به دنيا بفروشد ، و از او شقيتر آن است كه دين خود به دنياى غيرى بفروشد . * ( وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ ) * ، ما بداديم موسى را كتاب ، يعنى توريت . * ( وَقَفَّيْنا مِنْ بَعْدِه بِالرُّسُلِ ) * ، يعنى اتبعنا من القفا ، يقال : قفاه يقفوه اذا تبعه ، و قفّاه غيره اذا اتبعه ، قال اللَّه تعالى : وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ ( 4 ) . . . ، قال اميّة بن ابى الصّلت : قالت له اخته ( 5 ) قصّيه عن جنب و كيف تقفو و لا سهل و لا حزن * ( وَآتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ ) * ، و عيسى ( 6 ) مريم را آيات و معجزات داديم از آنچه در سورت آل عمران و در سورت [ 112 - ر ] المائدة مىگويد از احياء موتى و ابراء اكمه و ابرص ، و خبر دادن ايشان را به آنچه خورده بودند و ذخيره كرده بودند و بيّنه ، از بيان باشد ، و براى آن گواه را بيّنه خواند في قوله - عليه السّلام : البيّنة على

--> ( 1 ) . مر : عذابى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : كردند . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : و از اين كار . ( 4 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 36 ، همهء نسخه بدلها اى لا تتبّع . ( 5 ) . اساس : لاخت له ، با توجّه به نسخهء دب ، تصحيح شد . ( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر پسر .